96/02/04 دوشنبه 23:32
حساب کاربری


ثبت نام
کلمه عبور جدید
سبد خرید
  • هیچ موردی پیدا نشد

سفارش

تعرفه آگهي ويژه 

ماهیانه 1 هزار تومان 
star هرستاره 1 هزار تومان 
star7 ستاره 7 هزار تومان 
روش پرداخت بانکی 

mellat bank

با ثبت نام در نیازمندیها، آگهی رایگان و تبلیغات رایگان اینترنتی | ایران آگهی و درج آگهی رایگان در صفحه اول گوگل باشید! اکنون ثبت نام کنید.

کسب درآمد


تبلیغات ستون راست
جای تبلیغات شما
خدایا تو بر کار خیرم بدار

کمک به بیماران مبتلا به سزطان

موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی

جستجوی پیشرفته آگهی ها
روش جستجو:
به صورت عادی
مقادیر شامل تمام کلمات باشد (AND)
مقادیر شامل یک از کلمات باشد(OR)

دسته بندی آگهی:
موقعیت جغرافیایی:


مطالب تصادفی
تفسیر و ترجمه سوره نبأ تفسیر و ترجمه سوره نبأ
تفسیر و ترجمه سوره نبأ از کتاب تفسیر نور دکتر مصطفی خرم دل ...
بازدید: ٢١٣
تفسیر و ترجمه سوره عاديات تفسیر و ترجمه سوره عاديات
تفسیر و ترجمه سوره عاديات از کتاب تفسیر نور دکتر مصطفی خرم دل ...
بازدید: ٢٧١
استخدام شرکت هواپیمایی آلمان (لوفت‌هانزا / Lufthansa) استخدام شرکت هواپیمایی آلمان (لوفت‌هانزا / Lufthansa)
استخدام شرکت هواپیمایی آلمان (لوفت‌هانزا / Lufthansa) ...
بازدید: ٣۶٧

لینک های مفید
ما را در گوگل محبوب کنید
پرینت
#۶١
بازدید: ٣٩٨
93/08/29 پنجشنبه 19:28

ماجرای طناب

کوهنوردی که میخواست ازبلندترین کوها بالابرود


داستان درباره ی یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود.اوپس از سال ها اماده سازی ماجراجویی خود را اغاز کرد.

ولی از انجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت به تنهایی از کوه بالا برود.شب ،بلندی های کوه را در برگرفته
بود و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود اصلا دید نداشت ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود

همان طور که از کوه بالا می رفت پایش لیز خورد.در حالا که به سرعت سقوط می کرداز کوه پرت شد.در حال سقوط فقط لکه های سیاهی مقابل
چشمانش می دیدو احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله ی قوه جاذبه او را در خود می گرفت.

همچنان سقوط می کرد ، در ان لحظات تمام رویداد های خوب و بد زندگییش به یادش امد.اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به وی نزدیک است.
ناگهان احساس کرد طناب دور کمرش محکم شدودر میان اسمان و زمین معلق ماند.در این لحظه سکون چاره ای برایش نماند جز انکه فریاد بزند

خدایا کمکم کن

ناگهان صدای پرطنینی از اسمان شنیده شد:
چه می خواهی.
-ای خدا نجاتم بده
واقعا باور داری که می توانم نجاتت دهم
-البته که باور دارم
اگر باور داری طنابی که به دور کمرت بسته است پاره کن

یک لحظه سکوت....ومرد تصمیم گرفت با تمام نیرو طناب را بچسبد.
گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند.بدنش از طناب اویزان بود وبادستهایش محکم طناب را گرفته بود در حالی که او فقط یک متر از زمین فاصله داشت.


 

پکیج کامل کسب درآمد از اینترنت
دانلود نمونه سوالات کارشناسی ارشد پیام نور
دانلود نمونه سوالات کارشناسی ارشد پیام نور
دانلود نمونه سوالات کارشناسی ارشد و آزمونهای فراگیر پیام نور، مقالات دانشجویی و نمونه سوالات استخدامی برای دا ...
تایپ و تکثیر ارزان
تایپ و تکثیر ارزان
بسمعه تعالی موسسه خدمات کامپیوتری هات لاین با بیش از 10 سال سابقه فعالیت در زمینه چاپ وتکثیر،از موسسات آموزشی و انتشاراتی ،مدارس، دانشگاه ها، بانکها و ادارات دولتی و خصوصی دعوت به همکاری می نماید. این موسسه ارائه دهنده خدمات ذیل می باشد: • تایپ ، تکثیر (فتوکپی)، تهیه اسلاید Power Point ،صفحه آرا ...
تفسیر و ترجمه سوره حدید تفسیر و ترجمه سوره حدید
تفسیر و ترجمه سوره حدید از کتاب تفسیر نور دکتر مصطفی خرم دل ...
بازدید: ٢٣٩
رفلاکس معده یا گلودرد؟ رفلاکس معده یا گلودرد؟
رفلاکس معده یا گلودرد؟ ...
بازدید: ٣١٧
ترجیعات بیست و دوم ترجیعات بیست و دوم
هله خیزید که تا خویش ز خود دور کنیم***نفسی در نظر خود نمکان شور کنیم ...
بازدید: ١۵۵

SecImgSes



 تمامي كالاها و خدمات اين سایت، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي آن تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران استایران

payfoot

Copyright © 2013-2015, iranagehi.com. All Rights Reserved.
تمام حقوق این سایت برای سایت ایران آگهی محفوظ است
 ثبت شده در  وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
سیاست حفظ حریم شخصی کاربران